تبلیغات

تحقیق درباره خط قبل ، بعد و در دوره اسلامی ایران

دسته بندي : علوم انسانی » تاریخ و ادبیات
تعداد صفحه: 31
نوع فایل: Word
فرمت فایل: docx
*** قابل ویـرایش




مقدمه
خط و نوشتار چنان تاثیری در زندگی بشر و پیشرفت او دارد که تاریخ نویسان آغاز زندگی متمدنانه را با پیدایش خط همراه می دانستند . در دوران باستان هر تمدنی برای خود خطی داشته . از جمله این خطوط خط های تصویری یا میخی و یا عبری (hebrew) و... می تواند باشد. به عقیده بسیاری از تاریخ نویسان در فلات ایران خط میخی از راه تمدن عیلام در 4000 سال پیش از میلاد مسیح به ایران راه پیدا می کند . در اینجا چند نوشتار از پایگاه اینترنتی تبیان و مجله کاوش و ... در مورد خط در ایران باستان برای شما فراهم کردیم.





















تاریخ خط در ایران
در روایات زردشتی از داستان های ملی ایران چنین آمده است که طهمورث پیشدادی پس از آن که بر اهریمن پیروز شد هفت گونه خط را که به کسی یاد نمی داد به زور از او فراگرفت. در اسناد سریانی آمده است که زردشت کتاب اوستا را به هفت زبانسریانی و فارسی و آرامی و سگستانی و مروَزی و یونانی و عبری نوشته است. آیا هر یک از این زبان ها خطی نداشته اند ؟
ما می دانیم که در ایران پیش از اسلام خط سریانی و خط میخی برای پارسی باستان و خط آرامی و یونانی و عبری در میان یهود ایران رواج داشته است. پس می توان گفت که برای زبان سگستانی (سیستانی) و مروزی (زبان مرو) نیز خطی به کار برده اند.
معمولا واضع خط را در جهان فنیقیان می دانند. این نکته تنها درباره ی ملل سامی درست است و ملل آریایی مخصوصا در هند، شاید پیش از فنیقیان خط های دیگری اختراع کرده اند که از سلسله خطوط سامی ماخوذ از خط فنیقی نیست.
در ایران ما، خط، داستانی بسیار مفصل دارد و موضوع به اندازه ای وسیع است که می توان کتاب جداگانه ای در تاریخ خط در ایران نوشت. کسانی که در این زمینه اندکی ممارست بکنند فورا به نکته ی مهمی برمی خورند و آن این است که نیاکان بزرگوار ما در این مدت دو هزار و پانصد سال که ما تاریخ مدون و معروف داریم هرگز در هیچ خطی تعصب نورزیده اند و هر زمان که خط آسان تر و بهتری پیدا شده است در پذیرفتن آن درنگ نکرده اند.
اکنون قدیم ترین اسنادی که در دست ماست از دوره ی هخامنشیان به خط میخی است. این نام را اروپاییان از روزی که با آن روبرو شده اند بر روی آن گذاشته اند زیرا که این خط مرکب از خطوط افقی و عمودی و منکسر است که بالای آن پهن تر و پایین آن باریک تر است به شکل میخ. ناچار در این خط برای هر حرف و مخرجی چند خط افقی و عمودی و منکسر به انواع مختلف باید ترکیب کرد تا هر علامتی با علامت دیگر اشتباه نشود و قهرا نوشتن به این خط وقت زیاد می گیرد و باری هر حرفی چندین بار باید دست را به این طرف و آن طرف حرکت داد و گرداند.
این خط را نخست برای زبان های بین النهرین یعنی زبان الامی و بابلی و آسوری به کار برده اند و چون الامیان در خوزستان امروز می زیسته اند و همسایه ی پارسیان بوده اند مردم پارس یا پیش از تشکیل شاهنشاهی هخامنشی و یا در آغاز این دوره، این خط را برای زبان پارسی باستان هم پذیرفته اند و می توان حدس زد که مادها نیز برای خود آن را اختیار کرده باشند زیرا که ایشان نیز با آسوریان و بابلیان همسایه بوده اند.
در پذیرفتن خط میخی برای زبان پارسی باستان تصرفی کرده اند به این معنی که پیش از سال ِسه هزار قبل از میلاد سومریان خطی اختراع کرده اند که در قرن نوزدهم اروپاییان به آن خط میخی گفته اند زیرا که این خط مرکب از خطوط عمودی و افقی و منکسر است که شکل میخ دارد و سپس آکادیان و آسوریان و کلدانیان و الامیان و هیتی ها و ایرانیان و ارمینان نیز آن را برای زبان های خود اختیار کرده اند. در خطوط میخی ملل دیگر چند نقش از هشتصد تا سه هزارعلامت به کار می رفته است. ایرانیان تصرف جالبی که در خط میخی برای زبان پارسی باستان کرده اند این است که تنها چهل و دو علامت برای اصوات مرکب بکار برده اند. این خط تا پایان دوره ی هخامنشی در کتیبه ها و سکه ها به کار رفته است اما برای زبان بابلی تا آغاز تاریخ میلادی آن را به کار برده اند. از این42علامتی که در خط میخی ایرانی به کار می رفته است یک علامت حکم نقطه را دارد و برای وقف در میان حروف به کار می رفته و پنج علامت دیگر به اصطلاح فنیایدئوگرام بوده است یعنی در برابر پنج کلمه ی رایجی که بسیار به کار می رفته می نوشته اند و حاکی از صدای مخصوص نیست. یک علامت را برای کلمه ی شاه و دو علامت را برای کلمه ی کشور و یک علامت را برای کلمه ی زمین و یک علامت را برای کلمه ی اهورمزد به کار می برده اند و علائم دیگر برای حروف مرکب از یک حرف باصدا و یک حرف بی صدا بوده است.
خط میخی چنان می نماید که تنها برای زینت و در کتیبه ها و سکه ها به کار رفته و چون نوشتن هر حرفی چندین حرکت دست و چندین خط افقی و عمودی و منکسر لازم داشته است در حوائج روزانه و در کارهای عادی آن را به کار نمی برده اند زیرا که تاکنون جز در کتیبه ها و سکه ها و الواح سیم و زر که برای تاریخ ساختمان های مهم ترتیب می داده اند و در مهرها در جای دیگر دیده نشده است. قدیمی ترین کتیبه ی خط میخی ایران از کورش از سال 538 و آخرین آن از اردشیر سوم از سال 338 پیش از میلاد است.
چون در دوره ی هخامنشیان اقوام آرامی از نژاد سامی ساکنان ایالات غربی ایران در کرانه های فرات و دجله بوده اند و خط و زبان مخصوص از نژاد خط ها و زبان های سامی داشته اند خط ایشان که از خط فنیقی گرفته شده آسان تر بوده و هر حرفی از آن بیش از یک حرکت دست لازم نداشته است، در ایران رایج شده و ناچار زبانشان هم در کارهای اداری و دیوانی دوره ی هخامنشی رواج یافته است، چنان که قراین بسیار گواهی می دهد این خط و زبان در دوره ی هخامنشیان در ایران متداول بوده است و زبان پارسی باستان را به خط آرامی هم می نوشته اند چنان چه قسمی از کتیبه ای از اردشیر اول به همین خط مانده است در همین دوره هنوز زبان ایلامی و خط میخی مخصوص آن به عنوان زبان اداری در دربار هخامنشی به کار می رفته است.
در 1312 در گوشه ی شمال غربی صُفه ی تخت جمشید در ضمن خاک برداری به آستانه ی دری برخوردند که از همان زمان هخامنشیان تیغه کرده بودند و در پشت آن تیغه، سی هزار لوحه ی گلی یا خشت های کوچک و بزرگ به شکل مربع مستطیل بدست آمد که به خط و زبان ایلامی است. چندی بعد 750 خشت دیگر در جنوب شرقی همان صفه به دست آمد و ثابت شد که حساب ساختمان های مختلف کاخ هخامنشیان را به این خط و زبان می نوشته اند.
استیلای یونانیان و مقدونیان بر ایران در سال 330 پیش از میلاد خط و زبان یونانی را در ایران رواج داد و ناچار در سراسر دوره ی سلوکی و قسمتی از دوره ی اشکانی تا آغاز تاریخ میلادی این خط در ایران رواج یافته و در این مدت خط میخی و زبان پارسی باستان متروک شده است. خط و زبان یونانی تا اوایل دوره ی ساسانی تا اندازه ای هنوز در ایران رایج بوده است زیرا که در کتیبه های شاپور اول که از 241تا 272 میلادی در ایران پادشاهی کرده است خط و زبان یونانی دیده می شود و مهم ترین نمونه های آن در کتیبه ی معروف زردشتدر صحرای مرودشت است.
تا زمان بلاش دوم در سکه های اشکانی جز خط و زبان یونانی چیزی دیده نمی شود و تنها در سلطنت بلاش دوم که از 121میلادی آغاز شده است نخستین بار حروف آرامی در سکه های ایران پدیدار شده است. زبانی را که در سکه های اشکانی در این تاریخ به خط آرامی پدیدار شده به خطا خاورشناسان و دانشمندان اروپایی با زبان پهلوی یکی دانسته اند و نخست آن را پهلوی شمالی یا پهلوی اشکانی نامیده اند و در این اواخر نام آن را زبان پارتی گذاشته اند. چون این زبان همین زبان امروزی ادبی ماست که به مرور زمان در نتیجه ی تحول به این شکل درآمده است و از قدیم به این زبان، زبان دری گفته اند، البته درست ترین اصطلاح درباره ی آن همان زبان دری است و باید گفت زبان دری را نخست از آغاز قرن سوم میلادی به خط آرامی نوشته اند.
در دوره ی ضعف سلوکیان در ایران در گوشه و کنار سرزمین ما پادشاهان محلی به فرمانروایی آغاز کرده اند. نخست در سرزمین فارس خاندانی از پادشاهان ایرانی مستقل شده اند که جز سکه های ایشان سندی درباره ی ایشان بدست ما نرسیده است. پایتخت ایشان شهر استخر بوده است و در آن جا سکه هایی زده اند به زبان آرامی و به همان خط آرامی و در حدود سال 220 میلادی به این کار آغاز کرده اند. این خاندان پادشاهان محلی فارس که همان «فرته داران» باشند نیاکان پادشاهان ساسانی بوده اند که سرانجام پادشاهانی کوچک به اصطلاح ملوک الطوایف را برانداخته و شاهنشاهی بزرگ ساسانی را تشکیل داده اند و سکه شناسان این سلسله را«پرسید» نام داده اند.
از سوی دیگر در قسمت شرقی خوزستان نیز پادشاهان محلی در همین دوره استقلالی یافته اند و سلسله ای تشکیل داده اند که سکه شناسان اروپایی و به پیروی ِایشان، تاریخ نویسان، نام این سلسله را «المائید» گذاشته اند و در حدود سال163 پیش از میلاد به فرنانروایی آغاز کرده اند. در سکه های این سلسله نخست خط و زبان یونانی به کار رفته است اما در پایان سلطنت فرهاد که از 106 تا 130 میلادی فرمانروایی داشته است خط و زبان آرامی در سکه ی وی آشکار می شود.
در قسمت غربی خوزستان در میان رودهای دجله و فرات تا کرانه های خلیج فارس، سلسله ی دیگری استقلال یافته است که از سال 129 پیش از میلاد آثاری از آن به ما رسیده است. پایتخت آن شهر خاراکس در همان زمان آباد شده و نام این شهر هنوز بر جزیره ی «خارگ» باقی است. در پادشاهی «آنامبلوس سوم» پادشاه این سلسله در حدود سال 54 میلادی نخستین بار در روی سکه ها نوع خاصی از خط آرامی پدیدار شده است سجع این سکه ها به همان زبان آرامی است اما خط آن ها تفاوتی با خط آرامی معمولی دارد.
خط آرامی که در اواسط دوره ی اشکانی برای زبان دری به کار رفته در آسیای مرکزی نیز رایج شده و با تصرفاتی آن را برای زبان سغدی و تخاری به کار برده اند و سپس در متون مانوی نوع دیگری از آن رایج شده است.
در نخستین کتیبه های ساسانی چنان چه پیش از این اشاره رفت خط و زبان یونانی و پس از آن دری به خط آرامی و زبان پهلوی یعنی زبان دربار ساسانیان به همان خط آرامی دیده می شود. اندک اندک زبان و خط یونانی از میان می رود و در همین دوره زبان دری را نیز دیگر در کتیبه ها به کار نبرده اند و تنها زبان پهلوی باقی مانده است.
کتاب اوستا که به زبان باستانی مشرق ایران بود قرن ها خط مخصوص به خود نداشته است و روحانیون زردشتی تنها آن را از بر می کرده و به یاد می سپرده اند. در اواسط دوره ی اشکانی در صدد برآمده اند آن چه را که از اوستا پس از استیلای یونانیان و مقدونیان بر ایرانیان باقی مانده بود بنویسند اما گویا به این کار توفیق نیافته اند و معلوم نیست به چه خط می خواسته اند بنویسند. این که به این کار کامیاب نشده اند گویا برای این بوده است که در آن زمان خطی وجود نداشته است که در آن علامت هایی برای همه ی اصوات زبان اوستا باشد و ناچار از این کار چشم پوشیده اند.
ظاهرا از قرن اول پیش از میلاد در صدد برآمده اند اوستا را بنویسند و سپس در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول نیز کوشش هایی در این راه کرده اند که نتیجه ی مطلوبی نداده است تا آن که در زمان شاپور دوم که از 310 تا 379 میلادی پادشاهی کرده است، موبد بزرگ ایران آذر پدماراسپند (آذر بدمهراسپند) از خط آرامی خط تازه ای با 43علامت اختراع کرد و بازمانده ی اوستا را به آن خط نوشتند که تا کنون باقیست.
خط آرامی که برای زبان پهلوی به کار برده اند منفصل و منقطعاست و چون در نوشتن عادی و کتابت دشوار بوده است برخی از حروف آن را مانند همان خط امروزی به یکدیگر متصل کرده اند و خط دیگری در ایران پیدا شده است که همان خط پهلوی باشد و از آن روزی که این کار را کرده اند خط آرامی برای زبان پهلوی متروک و منسوخ شده است.
.
.
.
.
.
دسته بندی: علوم انسانی » تاریخ و ادبیات

تعداد مشاهده: 16 مشاهده

فرمت فایل دانلودی:.zip

فرمت فایل اصلی: docx

تعداد صفحات: 31

حجم فایل:1,322 کیلوبایت

 قیمت: 4,000 تومان
پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود.   پرداخت و دریافت فایل